چگونه نسبت پاداش به ریسک را پیدا کنید که برای شما مناسب باشد

به عنوان مثال، استفاده از نسبت ریسک 1:1 به این معنی است که سود بالقوه شما به اندازه ضرر احتمالی شما است. این فقط در صورتی جواب می‌دهد که حداقل در نیمی از موارد تاریخی حق با شما باشد.

برای یک چیز، هدف گذاری برای سود بیشتر/پایین تر به این معنی است که قیمت باید دورتر از راه اندازی با نسبت ریسک پایین تر حرکت کند.

اگر اینطور شد، نگران نباشید. برای معامله‌گران مبتدی و حرفه‌ای به اندازه کافی رایج است که از توقف‌ها و اهداف گسترده استفاده کنند تا شانس خود را برای درست بودن افزایش دهند.

آیا داستان الکس برای شما آشنا به نظر می رسد؟

در حالی که هیچ جام مقدسی برای یافتن نسبت پاداش به ریسک کامل وجود ندارد، یک مکان خوب برای شروع این است که به شما نگاه کنید. درصد پیروزی.

از سوی دیگر، استفاده از توقف های بسیار سفت، شما را خیلی زود و اغلب برای پایداری بیرون می کند.

عملکرد معاملاتی الکس در بهترین حالت متزلزل بوده است و او به دنبال راه هایی برای دستیابی به سودآوری ثابت است.

از سوی دیگر، استفاده از نسبت ریسک 3:1 به این معنی است که سود بالقوه سه برابر زیان احتمالی است، بنابراین شما فقط باید حداقل 25 درصد از زمان‌ها برای سوددهی درست عمل کنید.

اگر می‌خواهید نسبت مناسب‌تری برای معامله خود به دست آورید، می‌توانید از انتظارات خود، محیط معاملاتی فعلی (نسبت‌های ریسک بالا در روندها بهتر عمل می‌کنند) و دامنه نوسانات متوسط ​​جفت ارز اطلاعاتی کسب کنید.

جذابیت اصلی نسبت های ریسک بالاتر این است که انتظارات معاملاتی شما یا مقداری که در هر معامله به دست می آورید (یا ضرر می کنید) را افزایش می دهد.

با این حال، همانطور که صحنه بالا نشان می دهد، این استراتژی می تواند برای حساب معاملاتی شما نیز مضر باشد.

با یک قدم جلوتر، می‌بینیم که می‌توان از نسبت ریسک کمتر از 1:1 استفاده کرد، مشروط بر اینکه نرخ برد فوق‌العاده‌ای داشته باشید.

نسبت ریسک مورد نیاز = (1 / نرخ برد) – 1

این بدان معنی است که با هر از دست دادن فشار کمتری وجود دارد فقط باید چند بار حق با شما باشد تا ضررهای ناشی از معاملات دیگر خود را پوشش دهید.

متأسفانه، بسیاری از معامله‌گران از نسبت‌های ریسک بالاتر برای پوشش اجرای ضعیف معاملات استفاده می‌کنند. این مشکل ساز است، زیرا کار کردن نسبت های ریسک برای شروع کار چندان آسانی نیست.

اما، از آنجایی که الکس برای شروع معامله‌گر خوبی نیست، او حرکت صعودی EUR/USD را اشتباه ارزیابی می‌کند و این جفت تنها 55 پیپ بالاتر می‌رود قبل از اینکه به منطقه ورودی خود بازگردد و در نهایت تنها با افزایش 5 پیپ بسته می‌شود.

با استفاده از فرمول های بالا، می توانیم تأیید کنیم که نرخ برد مورد نیاز برای نسبت ریسک 1:1 حداقل 1 / (1+1) = 0.50٪ است.

منطقی است، فکر نمی کنید؟ قبل از اینکه بتوانید انتظار داشته باشید که نسبت ریسک شما برای شما کار کند، ابتدا باید تأیید کنید که می توانید به اندازه کافی برنده شوید تا در نهایت به آن پاداش بالقوه برسید.

“این مهم نیست که شما درست می گویید یا اشتباه می کنید، مهم این است که وقتی درست می گویید چقدر پول به دست می آورید و وقتی اشتباه می کنید چقدر ضرر می کنید.” – جورج سوروس

قبل از اینکه نسبت ریسک شخصی‌تری را برای خود محاسبه کنید و مانند چسب به آن بچسبید، باید به خاطر داشته باشید که استفاده از نرخ‌های برد برای یافتن یک نسبت ریسک خوب به سختی سطح را خراش می‌دهد.

با الکس آشنا شوید

مانند بسیاری از چیزها در معاملات فارکس، هیچ نسبت پاداش به ریسک واحدی وجود ندارد که برای هر معامله گر و هر معامله ای بهترین کار را داشته باشد. اما، تا زمانی که به شانس خود اهمیت می دهید و روی مدیریت ریسک خود کار می کنید، در نهایت راهی برای کسب سود به طور مداوم پیدا خواهید کرد.


منبع: https://www.babypips.com/trading/forex-reward-risk-ratio-works-for-you-2023-06-16

به یاد داشته باشید که نسبت پاداش به ریسک صرفاً مقایسه ریسک بالقوه شما (فاصله از ورود تا توقف ضرر) و پاداش بالقوه شما (فاصله از ورود شما تا هدف سود شما) است.

اگر می خواهید با نرخ برد و نسبت ریسک بازی کنید، در اینجا فرمول های مفیدی وجود دارد:

پس از اسکن انجمن های مرتبط با تجارتالکس به طور تصادفی اصطلاح «نسبت پاداش به ریسک (R:R)» را پیدا کرد و از معامله‌گران دیگر آموخت که استفاده از نسبت R:R بالا شانس رزرو سود را افزایش می‌دهد.

بنابراین، چگونه نسبت R:R را پیدا می کنید که برای شما مناسب باشد؟

به عنوان مثال، اگر در معاملات خود حداقل 1 / (1+0.4) = 71٪ مواقع برنده شوید، می توانید از نسبت ریسک 0.4:1 استفاده کنید. آسان پیزی، درست است؟ درست؟!

در مثال بالا، الکس ابتدا از نسبت ریسک 2:1 استفاده کرد قبل از اینکه آن را به نسبت R:R 3:1 برساند. اگر معامله دوم به نتیجه می رسید، الکس سه برابر اندازه ای که ریسک می کرد، پیپ می گرفت.

او با این تصور که توقف او خیلی محکم بود، استراتژی خود را اصلاح می کند و هم هدف و هم توقف خود را گسترش می دهد. او اکنون 150 پیپ با توقف 50 پیپ را هدف قرار داده است.

او آن را در معامله طولانی EUR/USD خود امتحان می کند و با استفاده از توقف 25 پیپ، 50 پیپ را هدف قرار می دهد. متأسفانه، این جفت تنها 30 پیپ را به نفع خود حرکت داد و سپس به حد ضرر اولیه کاهش یافت.

حداقل نرخ برد = 1 / (1+ نسبت ریسک)

به همین ترتیب، اگر فقط نرخ برد 40٪ دارید، باید معاملاتی را پیدا کنید که حداقل (1/0.4) – 1 = 1.5:1 نسبت پاداش به ریسک داشته باشند تا در بلندمدت پایدار باشند. .

توسط رضا خانتاراج

رضا خانتاراج